ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همیکردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
البته یه کوچولو دستکاریش کردم 
یاد امام و شهدا ، دل می بره کرببلا ، دل می بره کرببلا ، دل می بره کرببلا (2)
بعضی شبا ، وقتی بابا ، کنج دلش غوغا می شه ،
یا بعضی وقتا دل شب ، وقتی که از خواب پا میشه ،
میره یه گوشه می شینه ، آلبومشو وا می کنه ،
خوب می دونم گذشتشو با اونا پیدا می کنه ،
با اونا نجوا می کنه ، درد و دل این روزاشو،
با اونا نجوا میکنه ، با اونا نجوا میکنه .
چهره ها با اشک زیبا می شود عشق با تصویر معنا می شود
عشق یعنی دل سپردن در الست از می وصل الهی مست مستعشق یعنی ذکر ناموس خدا یا علی گفتن به زیر دست و پا
عشق یعنی جلوه صبر خدا شرم ایوب نبی از مرتضیعشق بر دلها شهامت می دهد عشق بر غمها حلاوت می دهد
درباره این سایت